عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 30

طبقات الصوفية ( فارسي )

است كه وحدت موضوع و پيوند با مطالب پيش از آن ، وجود دارد . اين وضع بر كشف الاسرار نيز منطبق است . آيا بر اين اساس مىتوان گفت كه اين مناجاتها به هنگام املاى طبقات الصوفية در حلقهء خاص مريدان كه مجال ذوق و حال و وجد نيز فراخ بود سروده شده است ؟ مقايسهء مناجاتهاى مشترك ميان طبقات الصوفية و كشف الاسرار از نظر موضع و مقام و ارتباط آنها با مطالب پيش از مناجاتها غير از وحدت گوينده ، وحدت حال و مقام آن را نيز نشان مىدهد با اين تفاوت كه در طبقات الصوفية بيشتر مناجاتها به دنبال يكديگر آمده است و بسيار طولانىتر از مناجاتهاى كشف الاسرار است و بخش كمتر مناجاتها به صورت قطعات كوتاه وجود دارد . در كشف الاسرار مناجاتهاى طولانى كه سجع و قرينهء آن تا آخر يكى باشد تقريبا وجود ندارد . در اين كتاب مناجاتها در قالب قطعات كوتاه و چندبندى ايراد شده است و حتى مناجاتهاى طولانى و دراز طبقات الصوفية در بخش‌هاى مختلف و به صورت كوتاه و پراكنده آمده است . در سائر آثار منسوب به پير هرات نيز مناجاتها غالبا كوتاه است . در اين منابع قطعاتى ديده مىشود كه در طبقات الصوفية و كشف الاسرار نيامده است و تشخيص صحت انتساب آنها به پير هرات مستلزم تحقيق و بررسى دقيق است زيرا احتمال اينكه ساخته‌هاى ديگران نيز به سبب شهرت مناجاتهاى پير هرات به دو نسبت داده شده باشد بسيار است 81 . اما آنچه كه نثر مسجع خوانده مىشود و در آثار پير هرات ديده مىشود با مناجات‌ها كه سر از گريبان شعر بدر مىآورد ، در پاره‌اى از موارد تفاوت دارد و اين تفاوت نه تنها در ساخت ظاهرى آن دوست بلكه از نظر قدرت بيان و موازين ادبى نيز متفاوت است . غير از مناجاتها در طبقات الصوفية و كشف الاسرار فصل‌هائى وجود دارد كه كلام پير هرات در آنها در اوج قدرت و زيبائى و جاذبه است و نمايشگر توانائى و استادى پير هرات در سخن فارسى تواند بود . ذوق و شور عرفانى با تعاليم مدرسه و اشتغال به وعظ و تذكير و تفسير كه در پير هرات وجود داشت سبب شد كه پايه‌هاى سبكى در نثر فارسى گذاشته شود كه